
حس آشنا
طنين روشن يك حس آشنا برسد
شبي كه دست خدا بر نگاه ما برسد
شبي كه باغچه ها را خدا صدا بزند
صداي باغچه ها تا خود خدا برسد
شبي كه دست من و تو به هم گره بخورد
و عشق تا به بلنداي يك دعا برسد
شبي كه حسرت فرهاد خواب شيرين است
نـويـد آبـي رويـا بـه خـوابـهـا برسد
كسي به خاطر عشقي كه رفته در جاده
هنوز هم كه هنوز است مانده... تا برسد
كسي شبيه صدايي كه ابر ها دارند
كه از گلوي طر آبگينه ها برسد
كسي شبيه خودم...داد ميزند: برگرد
خدا كند كه به گوش خود شما برسد
((شبنم فرضي زاده))

اي خوش خرام
صدها خیال تازه که پرودرم و نشد
باید که یک معامله می کردم و نشد
تا دیدمت زبان من از گفتگو فتاد
محبوس شد به سینه غم و دردم و نشد
می خواستم بگویمت: ای...بند شد نفس
برخواست آتش از بدن سردم و نشد
ای خوش خرام! رفتی و من مضطرب و لال
از سینه آه سرد براوردم و...نشد
حرفی برات گویم و عرض ادب کنم
از جا بلند گشته و برگردم و...نشد...
برق نگاه شعله ورت سوخت هستی ام
باید که یک معامله می کردم و نشد
((بهروز ذبيح الله))

شوق جانان
شب من بي رخ زيباي تو مهتابي نيست
پرتو روي تو روشنگر كاشانه كيست
جان من رخ بنما باز بتاب در شب من
زانكه تاريك شده زندگي و مامن من
من زشوقت جانا شعر و غزل مي خوانم
باده مي – زنم وعقل ز وجودم رانم
به هواي رخ تو رقص سماع خواهم كرد
بي خود از خود شوم و آز رها خواهم كرد
تا درانم حجابي كه ميان من و توست
خانه دل بزدايم كه آن ما من توست
كن لطفي وبيا ، عمر كه رفت از دستم
لحظه ها گشت تمام، باده تمام،دل خسته م
چشم بر در كه بيايي و ببينم رويت
گر نيايي بخزم تا برسم در كويت
من نه آنم كه ندامت بكشم زين كارم
چون زعقل وهوس ومنطق وجبر بيزارم
(( رضاقنواتي(جنوبي)))
لطفا از اين وبلاگ نيز بازديد نماييد :
www.varaghe-zendegi.blogfa.com

يك فنجان با من باش
نظرات شما عزیزان:
|